زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ، زندگی هزاران پنجره دارد
یادم هست روزی از پنجره نا امیدی به زندگی نگاه کردم
احساس کردم میخواهم گریه کنم
و روز بعد از پنجره امید احساس کردم
 میخواهم دنیا را تغییر دهم و دگر روز
 از پنجره مهربانی احساس کردم همه را دوست دارم ،
 اما عمر کوتاه است فرصت نگاه کردن
 از تمامی پنجره های زندگی را ندارم
تصمیم گرفته ام فقط از یک پنجره به زندگی نگاه کنم
 و آن هم پنجره عشق ،
چون این پنجره روبه خدا باز میشود
 هر روز میخواهم خدا را ببینم با او حرف بزنم ،
 آن طرف پنجره خدا مرا می نگرد !!!!
 منبع:حرف دل